جهان پس از مرگ

::. نگاهی به عالم بعد از مردن .:: مرگ مانند غروب خورشید است. وقتی که خورشید در اینجا غروب می کند در جایی دیگ نیز طلوع می کند و در واقع خورشی هیچ گاه غروب نمی کند. به همین ترتیب مرگ فقط یک توهم و مانند خواب است. آنچه در این دنیا مرگ تلقّی می شود در دنیای دیگر نیز تولد است، پس زندگی نهایتی ندارد.


بهشت و دوزخ
 

امروز می خوام یکم درباره ی بهشت بنویسم. مطمئنم که همه ی کسایی که این مطالب رو درباره ی بهشت بخونن، بسیار محو اونا می شن و کسایی هم هستند که بخاطر دستیابی به این نعمتها در این دنیای زور گذر به دستورات خدا گوش کردند. البته این رو هم بگم که نعمتهای بهشتی و لذّت استفاده از آنها ره نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و این نعم غیر قابل وصفند و آنچه من در اینجا آوردم نگاهی به گوشه ای از آنهاست. بخونید ضرر نداره: در بهشت شما هر چیزی که آرزو کنید فوری برایتان محیا می شود ، مثلا" در آنجا هیچ بارانی نیست امّا اگر آرزو کنید باران می بارد بطوری که فقط شما آن را احساس می کنید و شخص کنارتان آن را احساس نمی کند مگر آنکه او هم آرزوی باران کند. در بهشت مسافت بی معناست و روح هر اندازه که بخواهد می تواند مقصد را بپیماید و در بهشت خستگی و احساس خواب نیز بی معنا می باشد. آیا می دانید روح در عالم اختری چگونه مقام خود را پیدا می کند؟ در آنجا هیچ پلیسی وجود ندارد که ما را راهنمایی کند. روح به هرجا که می خواهد می تواند برود. امّا در اینجا یک محدودیتی وجود دارد که موجب تفاوت انسانها می شود و آن هم این است که اگر روحی به طبقه ای بالاتر از آنچه لایق آن است برود، چشم او قادر به مشاهده ی نور و زیبایی آنجا نمی باشد و او در آنجا احساس خفگی می کند  .......... در مورد دوزخ و جهنم هم مطالب زیدی برای گفتن دارم که به چندتا از آن ها اشاره می کنم. آیا می دانید اگر لباس یکی از اهالی جهنم را بر فراز آسمان های زمینی که اکنون در آن ساکنیم بیندازند همه ی مردم از بوی بد آن هلاک می شوند؟ و آیا میدانید اگر تکه ای از سنگ های جهنم را بر روی زمین بیندازند تمام کره ی زمین ذوب می شود؟ و... .

  مطالب بسیار زیاد و جالب دیگری در مورد بهشت و دوزخ و عالم اختری و روح و ... دارم .اگه می خوایند تو نظرها به من بگین تا اون را هم تایپ کنم و در اختیارتون بزارم. خدانگهدار.

 


?میلاد | 1386/5/7 | پیوند | 28 نظر | ارسال نظر

ادامه ی پست سوم

بعد از ترک جسم و مواجه شدن با آن شخص نورانی، کوچکترین کارهایی را که از زمان کودکی تا به حال انجام داده ایم، به صورت تصویری کلّی نمایش داده می شود. گویی باید تماشاچی فیلم زندگی خود و شاهد تمام جزئیات آن باشید.آن لحظه را تجسّم کنید. ممکن است کارهای بسیاری در خفا انجام داده باشیم که هیچ کس از آن مطّلع نباشد. امّا وقتی این کارها را می بینیم از حس پشیمانی و ندامت لبریز می شویم.راستی چرا الآن کاری کنیم که روزی از انجام دادن آن پشیمان شویم؟ مطمئن باشید که از کوچکترین کارهایتان حسابرسی می شود. به گفته ی پیامبر هر کسی از روی ستم تازیانه ای بر شخصی بزند حتما" در روز قیامت قصاص(مجازات) خواهد شد. بیایید در این دنیای زود گذر و یا در واقع در این آزمایشگاه خوب ظاهر شویم و کاری نکنیم که بعدا" از آن پشیمان شویم. این را از یاد نبرید که زندگی انسان در این جهان بسیار محدود  و زندگی در جهان آخرت جاودانه و بی پایان است. لطفا" این را یک شوخی تلقّی نکنید و جدی بگیرید.


?میلاد | 1386/5/6 | پیوند | 2 نظر | ارسال نظر

.:: توبه کنيد ::.

من از بعضی دوستانم شنیدم ام که من آنقدر گناه دارم که آب از سرم گذشته و با توبه کردن کارم درست نمی شه.من نمی دانم که شما چگونه آدمی هستید. امّا من توبه را به شما توصیه می کنم. زیرا که این دنیا زور گذر است و خدای شما بسیار بخشنده. پس اگر توبه ی شما خالصانه و بدون غرض باشد خداوند منّان می پذیرد. در این خصوص می خواهم داستانی را که در مورد توبه کردن جوان گناهکار (در کتاب منازل الآخرة) آمده است برایتان بنویسم:روزی یکی از اصحاب پیامبر به نزد ایشان رسید و گفت که جوانی را دیدم که مانند مادر فرزند از دست داده می گریست. پیامبر گفتند که او را نزد من بیاورید. هنگامی که آن جوان در حال گریه آمد پیامبر به او گفتند: چرا گریه می کنی؟ او گفت: چگونه نگریم که من گناهان بسیار زیادی انجام داده ام. پیامبر فرمودند: مگر به خدا شرک آورده ای و یا کسی را به نا حق کشته ای؟ جوان در جواب گفت که هیچ یک از این دو کار را انجام نداده است. حضرت فرمود: خداوند گناهانت را می آمرزد اگر مانند کوه ها باشد در عظمت.او در جواب گفت: گناهان من از آنها بزرگتر است.حضرت فرمود: خداوند گناهانت را می آمرزد اگر چه مثل آسمان ها و ستارگان و مثل عرش و کرسی باشد.جوان گفت: از آن ها نیز بزرگتر ایت.پیامبر در حالت غضبناکی فرمود: ای جوان گناهان تو عظیم تر است یا پروردگارت؟!جوان گفت: منزه است پروردگار من و هیچ چیز از او بزرگتر نیست.پیامبر فرمودند: ای جوان یکی از گناهانت را بگو.گفت: 7 سال بود که قبر ها را شکافته و کفن مرده ها را می دزدیدم. پس دختری از انصار مرد و او را دفن کردند. کفن او را درآورده و او را عریان در قبرستان گذاشته و رفتم. ناگهان شیطان مرا وسوسه کرد و در گوشم زمزمه کرد که آیا سفیدی بدنش را ندیدی؟ آیا فربهی رانش را ندیدی؟ پس برگشتم و با او وطی کردم.حضرت فرمود: دور شو ای فاسق. که می ترسم به آتش تو بسوزم و چه نزدیکی تو به جهنّم.جوان خجالت زدهاز آنجا بیرون رفت.بعد به بازار مدینه آمد و توشه گرفت و به یکی از کوهای مدینه رفت و لباس گرم و بدی پوشید و مشغول عبادت شد و دستهایش را بر گرد زنجیر کرد و فریاد می زد: ای پروردگار من اینک بنده ی توست که در خدمت تو آمده و دستش را در گردن زنجیر کرده است.پروردگاره تو مرا می شناسی و گناه مرا می دانی پس مرا ببخش که تو بر هر کاری قادری... .او تا چهل شبانه روز این را می گفت و می گریست و درندگان و حیوانات و پرندگان که بر دور او حلقه زده بودند نیز به حال او می گریستند. خلاصه این جوان روز ها و ماه ها را این گونه سپراند و به این دعا استقامت ورزید و بسیار بسیار گریه کرد و در حال توبه خاک بر سرش می نهاد. تا روزی رسید که از طرف خداوند آیه ای بر قبولی توبه ی او نازل شد(سوره ی آل عمران آیه ی 135).چون این آیه نازل شد حضرت بیرون آمد و در حالی که این آیه را می خواندند تبسم کرده بودند و از حال آن جوان خبر گرفتند. اصحاب متوجه شدند که او به بالای کوه رفته و دیدن که او میان دو سنگ ایستاده و دستها را بر گردن بسته و رویش از حرارت آفتاب سوخته است. او هنوز مشغول گریه کردن و طلب آمرزش بود که پیامبر رسید و خاک ها را از سرش دور کرد و به او گفت : ای جوان خداوند تو را از آتش جهنم دور گردانید. و پیامبر به او بهشت را بشارت فرمود.

 ***

  حالا دیدی آب از سرت نگذشته!!! بدون که اگر گناهان تو مثل این جوان از آسمان ها و عرش بزرگ تر باشه، خداوند بخشنده تو  و گناهانت رو می بخشه ،،،، به شرطی که یک عزه راسخ و اراده ی پایبند داشته باشی.


?میلاد | 1386/5/6 | پیوند | 8 نظر | ارسال نظر

می میریـــــــــــــــــــــــــم...!!!

این لحظات،  لحظات ارزشمندی هستند، لطفا" بجای اینکه دنبال دانلود آهنگ یا چیزای دیگه بری، چند دقیقه این مطالب رو بخون و بعد روش فکر کن.

باور کن ضرر نمی کنی.

 من این وبلاگ رو برای آشنا کردن شما با مرگ و جهان پس از مرگ درست کرده ام. نمی دوم چقدر در این مورد اطلاعات دارید امّا مطمئنم که براتون جالبه. این نوشته ها کاملا" واقعیه و ترجمه ی کتاب Life After Death (زندگی پس از مرگ) می باشد. حالا این مطالب جالب رو بخونین:دکتر ریموند مودی با عده ای از افرادی که مرگ را تجربه کرده اندمصاحبه کرده است. در واقع این عده به آن سو سفر کرده اند و بعد از مدتی دوباره به اینجا برگشته اند. با توجه به اظهارات آن ها و کسانی که تجارب مشابهی داشتند، نگاه مختصری به آنچه پس از مرگ روی می دهد خواهیم داشت. دکتر مودی می گوید، برخی از این افراد (پس از مرگ) حتّی شنیده اند که پزشکانشان اعلام کرده اند که آن ها مرده اند! سپس ناگهان متوجه شدند که خارج از جسمشان قرار دارند، امّا هنوز در همان خانه، سالن و اتاق آشنا هستند. آن ها جسم خود را از فاصله ای دور می دیدند. گویی که تماشاگر آن بودند. بعد از مدتی به شرایط عجیب خود عادت می کنند و تشخیص می دهند که جسم فیزیکی خود را ترک کرده و با قالبی جدید متولد شده اند.آن ها به زودی متجه می شوند که برخی دوستان و اقوامشان که قبلا" مرده اند، به استقبالشان آمده اند!آنگاه چیزی را می بینند که شرح آن دشوار است. در واقع نوری درخشنده را می بینند که در حال تابیدن است. گویی هزاران خورشید هم زمان با هم در حال تابیدن هستند. از درون این نور موجودی نورانی بیرون می آید. افراد مختلف این موجود نورانی را به اشکال مختلف می بینند (در واقع شکل موجود به این بستگی دارد که در دوران زندگی خود پیرو چه دینی بوده اند و یا از چه کسی پیروی می کرده اند و ...). از آنجا که اکثر کسانی که دکتر مودی با آن ها مصاحبه کرده بود مسیحی بودند، آن ها آن موجود نورانی را به شکل عیسی مسیح (ع) می دیدند. امّا مردی یهودی که هیچ گونه باور دینی نداشت آن موجود را فقط به شکل <<یک موجود نورانی>> میدید.من نمی دونم که این مطالب چقدر برایتان جذّابیّت داشته، ولی تو این کتاب خیلی چیزای جالب نوشته که اگر علاقه مندید تو نظرا برام بنویسید. 

 


?میلاد | 1386/5/1 | پیوند | 37 نظر | ارسال نظر